الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

224

دقائق العلاج ( فارسي )

زالو انداختن و يا حجامت درمان كنند زيرا با اين دو وسيله نيز مىتوان چرك و خون زائدى كه در يك عضو و اعضاء مجاور آنست بيرون كشيد . فصل خميردارو « 1 » اين درمان نيز از درمانهاى عام است زيرا با تركيبات مختلف ممكن است اخلاط را حل كنند يا نضج بدهند دانه‌ها را باز و يا اخلاط را لطيف يا خارج و يا تقويت كنند زيرا بدن مساماتى دارد كه از آنها چيزى داخل مىگردد يا بيرون مىآيد پس ممكن است غذا را از اين راه نزديك به بدن برسانند . و از اين راه بيش از داروهاى خوردنى و نوشيدنى سود ببرند در اخبار ائمه عليهم السلام نيز آن را از درمانهاى عام شمرده‌اند . دارو هاى ماليدنى ، تن‌شويه‌ها و گرم كردن‌ها و روغن‌مالىها در اين رده از درمانها قرار مىگيرند يعنى اگر دارو را با شىء محكمى مخلوط كنيم تا بقوام آيد آن را ضماد مىنامند « 2 » ( داروى ماليدنى ) ، اگر آن را با مايعى خمير كنند به آن طلاء « 3 » ( خميردارو ) مىگويند ، اگر مايعى را بر اندامى بريزند به آن نطول « 4 » ( تن‌شويه ) گفته مىشود ، اگر چيزى خشك و گرم بر اندام بگذارند كماد ، « 5 » ناميده مىشود . براى هريك از اين درمانها تركيبات متعددى وجود دارد كه بعدا توضيح

--> ( 1 ) همانطور كه خواننده محترم در سطور بعد مىبيند مؤلف ( ا ع ) اصطلاحات مربوط بداروهائى را كه از راه پوست اثر مىكند توضيح فرموده و با توجه به اين توضيحات واژه طلاء كه در عنوان فصل ذكر شده بخميردارو ترجمه شد . مترجم ( 2 ) Emplatre ( 3 ) Embrotion ( 4 ) Raine , topique ( 5 ) Fumantation , seche